تبليغاتX
روزنامه نگار
(اجتماعی-سیاسی-فرهنگی-اقتصادی)

وزيرارشاد:

قصه‌هديه رييس‌جمهوربه خبرنگاران زخم‌كهنه‌اي شد

 كه‌گوشه‌اي ازذهن و دل جامعه رااشغال كرد

وزيرفرهنگ وارشاد اسلامي گفت: قصه هديه رييس‌جمهور(لپ تاپ) به خبرنگاران داستاني كه دو و اندي سال طول كشيد، زخم كهنه‌اي شد و گوشه‌اي از ذهن و دل جامعه رااشغال كرد.

"محمدحسين‌صفارهرندي"   در ديدار با اصحاب هنر، فرهنگ و رسانه در مجتمع فرهنگي زاهدان در پاسخ به سوال خبرنگاران افزود: حقش نبود كه اين جريان اينقدر طول بكشد، هديه كوچكي بود كه بايد تاكنون تحويل مي‌شد.

او باابراز شرمندگي ادامه داد: براي پرداخت اين هديه از زماني كه من آمده‌ام هيچ مانعي وجودندارد و قرار شد اين‌هديه را به‌صورت نقدي‌به‌خبرنگاران تقديم كنيم.

وي افزود: دستور رييس جمهور را در اين زمينه گرفتيم و خطاب به معاونت اجرايي‌ارجاع به سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور شده و اكنون‌ديگر كافيست كه آنها نامه تخصيصش را بزنند.

صفارهرندي گفت: براين اساس اين مساله مي‌تواندامروز حل شود، فردا و يا تعلل بكنند و دو روز ديگر هم ادامه پيدا كند.

او اضافه كرد: من قول داده بودم تا آخر پاييز اين هدايا تقديم شود و هنوز نااميد نيستم كه تا همين چند روز آينده باقي مانده از فصل پاييز اين اتفاق بيفتد، اگر نه لابد دو روز بعدش اتفاق مي‌افتد.

+ نگارش در  شنبه 1384/09/26ساعت 10 قبل از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

سعید بیابانکی از آن دسته شاعرانی است که رشته تحصیلی اش هیچ ارتباطی با شعر  و شاعری ندارد بارها با خودم اندیشیده ام که روح یک  مهندس کامپیوتر چگونه می تواند اینقدر لطیف باشد. اشعاری با این قدرت را با صلابت و اقتدار کامل و واقعا بدون نقص ـ به گفته صاحبنظران ـ بسراید.اشعار او اکنون زینت بخش کتابهای درسی است و نسل آینده این مرز و بوم  روحشان را با کلام شیرین او تلطیف  میکنند.وی متولد خمینی شهر اصفهان است و آینده ای درخشان انتظارش را میکشد.خودش نمی داند ولی او از جمله کسانی بود که مرا به نوشتن و فن روزنامه نگاری تشویق کرد.و از این بابت همیشه خودم را ممنون او می دانم. جدید ترین شعرش را تقدیم می کنم به خوانندگان عزیز وبلاگ. با هم می خوانیم....... 

حوض بلور

غم درون سینه ام یکباره شور انداخته است                کودکی سنگی در این حوض بلور انداخته است

کاش با ته جرعه ای جان مرا روشن کند                       اوکه در پستو شراب از جنس نور انداخته است

مثل مینا گرچه دست افشان به بزمش بوده ام             او مرا لاجرعه نوشیده است و دور انداخته است

من کجا کی می رسد دستم به آن بالا بلند                    او که دوشش کوه ها را از غرور انداخته است

با تنی آکنده از زخم و دلی لبریز داغ                                    زندگی ما را میان آب شور انداخته است

شب به قصد صید تنها سکه ی این آسمان                      هفت جای کهکشان رندانه تور انداخته است

بشکند دستی که خورشید فروزان مرا                            چیده است از آسمان و در تنور انداخته است

 

+ نگارش در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 6 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

اين هم از مظلوميت روزنامه نگاران بالاخره بايد يك اتفاق اينجوري مي افتاد تا مشخص شود قشر فرهيخته اين جامعه در چه شرايطي كار مي كنند. از سر كار گذاشتن آقاي خاتمي براي دادن لپ تاپ به خبرنگاران  تا سخت و زيان آور شناخته شدن اين حرفه از سوي وزارت كار و امور اجتماعي، كساني كه واژه واژه مطالبشان را با سرشك وجود مي نويسند. واقعا متاسفم......

مدير عامل خبرگزاري مهر:

بسياري از خبرنگاران كشته شده تحت پوشش بيمه نبودند

 مدير عامل خبرگزاري مهر گفت: بسياري از خبرنگاراني كه در حادثه سقوط هواپيماي س 130 جان خود را از دست دادند به صورت خريد و فروش خدمات خبري و ساعتي كار مي‌كردند و تحت پوشش بيمه نبودند.

"پرويز اسماعيلي" كه   به منظور ابراز همدردي با خبرنگاران و عكاسان ايرنا به‌مناسبت شهادت خبرنگار وعكاس خبرگزاري جمهوري‌اسلامي در اتاق خبراين سازمان حضور يافته بود،بابيان اينكه حرفه خبرنگاري هميشه بابحران همراه است، خاطرنشان كرد: واقعه اخير نشان داد موضوعاتي مانند سختي كار خبرنگاران كه چند سالي است طرح شده، "خواسته زياده‌خواهانه‌اي" نيست.

مديرعامل خبرگزاري مهر گفت: پيام بزرگ سانحه‌هوايي اخيراين بود كه نبايد نقش خطاهاي فني و بي‌تدبيري‌ها در سوانح هوايي، در پوشش "تقدير دانستن" حادثه، ناديده انگاشته شود.

وي افزود: نبايد پي‌گيري اين جريان، قرباني مصلحت افراد شود.

مديرعامل خبرگزاري مهر تصريح كرد: واقعه اخير كه در آن تعداد زيادي از فعالان رسانه‌اي به شهادت رسيدند، نشان‌دهنده بي‌توجهي به منابع انساني است.

وي با انتقاد از نحوه اعزام خبرنگاران براي پوشش مانور نظامي تصريح‌كرد:
هواپيماي سي
۱۳۰يك هواپيماي ترابري است كه نظامي و چترباز حمل مي‌كند و نبايد از آن براي حمل افراد غير نظامي استفاده شود.

اسماعيلي گفت: در تمام دنيا رويه‌هاي مشخص و يكساني براي حضور خبرنگاران براي پوشش وقايع وجود دارد كه بايد رعايت شود.

وي تاكيد كرد: در پروتكل اعزام خبرنگاران، به هواپيماي نظامي اشاره نشده و اين امر نشان مي‌دهد عزيمت خبرنگاران با هواپيماي نظامي مطابق با رويه‌ها و استانداردهاي جهاني نيست.

به اعتقاد اسماعيلي يكي ديگر از پيام‌هاي اين حادثه آن بود كه يك بار براي هميشه بايد مساله امنيت شغلي خبرنگاران بررسي و حل شود.

وي درعين‌حال افزود:خبرنگاران درعرصه‌هاي مختلف قرباني داده‌اند و نيازمند ترحم نيستند اما حداقل خواسته آنان از مسوولان اين است مطابق استانداردهاي ساير نقاط جهان از بيمه و امنيت شغلي برخوردار باشند.

+ نگارش در  دوشنبه 1384/09/21ساعت 8 قبل از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

خاطره 9

 

مردم بجنورد آشفته بودند هيچكس نمي دانست ميزان خسارت و تلفات چقدر است. شيشه هاي بعضي از خانه ها شكسته و ديوار بعضي ديگر ترك برداشته بود. هر كسي به نوبه خودش كاري انجام مي داد. اما نه به طور منظم و سازمان يافته كه اگر سازمان پيدا مي كردند خيلي مي توانست موثر واقع شود.

اولين قسمت گزارش را  ارسال  كردم – آن زمان من خبرنگار و گزارشگر واحد خبر بودم –  گزارش من تيتر يك شده بود و قبل از آن كه خودم آن را ببينم زمزمه هاي آن در شهر به گوش مي رسيد. نيروهاي امدادي هلال احمر و ارگانهايي كه در امر امداد رساني مشاركت داشتند به شدت برآشفته بودند.  و از اين موضوع ناراحت بودند كه چرا تيم خبري روزنامه قدس زودتر از آنها در مركز زلزله حضور پيدا كرده است.

از همان روز فرافكني مسوولان براي براي هموار كردن كاستيها آغاز شد. و هر آنچه       مي گفتند با ارسال به موقع واقعيت خنثي مي شد. آنها حاضر نبودند واقعيت را بپذيرند و اين موضوع براي من خيلي دردناك بود. چيزهايي مي گفتند كه اصلا واقعيت نداشت. به عنوان مثال اعزام بالگرد در اولين ساعات زلزله و يا تقسيم به موقع وسايل گرما زا – پتو نان و....

كه هيچكدام واقعيت نداشت. مساله اي كه وضعيت را پيچيده مي كرد سرماي بيش از حد هوا بود.  دماي 25 درجه زير صفر امكان زندگي در هواي آزاد را غير ممكن مي ساخت. و مردم مستاصل شده بودند.

ادامه دارد

+ نگارش در  پنجشنبه 1384/09/17ساعت 7 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

این بار با گوهر وجودتان خبر ساختید

گفته اند كارتهاي سوخته تان را پيدا كرده اند، گفته اند هيچ سرنشيني از هواپيما زنده نيست، گفته اند از هواپيماي سوخته هيچ چيزي باقي نمانده است. اما هنوز باورمان نمي شود، هنوز گمان مي كنيم اگر جايتان خالي است به اين دليل است كه رفته ايد مصاحبه،‌ رفته ايد برنامه و هزاران بهانه ديگر،‌ بهانه هايي كه نمي خواهند پروازتان را باور كنند.

حال عجيبي است، دلهايمان پر از درد است، چشمهايمان غرق اشك، شانه هايمان زيربار مصيبتتان خم شده است اما مردم چشم به راه اخبار جديدند،‌ اخباري كه هر لحظه بر اضطراب و نگرانيمان مي افزايند،‌ خبر نبايد تعطيل شود،‌ استخوان در گلو و خار در چشم كار را ادامه مي دهيم چرا كه ما فريادرساني هستيم كه در هر موقعيتي بايد اطلاع رساني كنيم. هر چه حجم كار خبر سبك تر مي شود بار مصيبتتان سنگين تر بر دلهايمان فشار مي آورد.
... و خبر باري ديگر پر پرواز خبرنگاراني را باز كرد، خبرنگاراني كه از پشت مانيتور با پرواز هر خبرنگاري كه در عرصه خبر پر مي كشيد اشك مي ريختند و حال اين ماهستيم كه پشت مانيتورهايمان نشسته ايم و خبر رفتنتان را پيگيري مي كنيم، خانواده هايتان زنگ مي زنند و سراغتان را مي گيرند، دلمان مي لرزد، اشك هايمان را خاموش و آرام فرود مي آوريم،‌ طوري كه از آن سوي تلفن كسي متوجه حضورشان نشود و مي گوييم " رفته اند ماموريت" ماموريتي كه هرگز پاياني ندارد.
بار غمتان سنگين است آنقدر سنگين كه دلمان نمي خواهد باورش كنيم، كاش امروز هرگز از راه نمي رسيد. امروز شما خبرنگاران و عكاساني هستيد كه خود خبر ساختيد، خبرهايي كه بهاي آن گوهر وجودتان بود. شمایی که تنها دغدغه زندگیتان آگاهی مردم بود.  روحتان شاد و قرین رحمت الهی باد.

+ نگارش در  سه شنبه 1384/09/15ساعت 9 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

 بر اثر سقوط هوابیمای سی۱۳۰ در تهران

 ۷۴خبرنگار جان خود را از دست دادند

بر اثر سقوط هوابیمای سی۱۳۰ ارتش جمهوری اسلامی ایران در یک منطقه مسکونی تهران ۷۴خبرنگار جان خود را از دست دادند.

يك منبع آگاه نيروي زميني ارتش گفت: هواپيماي سي 130 حامل تعدادي خبرنگار و عكاس از رسانه‌هاي مختلف كشور بود.

اين منبع آگاه كه نمي خواست نامش فاش شود، افزود: جمعي از خبرنگاران رسانه ها و خبرگزاريهاي كشور و مسئولان روابط عمومي ارتش جمهوري اسلامي نيز در اين هواپيما حضور داشتند. اين خبرنگاران براي پوشش خبري مانور آبي- خاكي در منطقه چابهار اعزام مي‌شدند. 

یکی از شاهدان سقوط هوابیمای سی۱۳۰ گفت: تمامی سرنشینان این هوابیما کشته شده اند.

این شاهد حادثه افزود:هوابیمای سی۱۳۰ به یک ساختمان ۱۰ طبقه اصابت کرده و طبقات یک دو و سه به طور کامل در آتش سوخته است.

گفتني است  به گفته رئيس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي تهران بزرگ یلافاصله انتقال مصدومان حادثه سقوط هواپيما به بيمارستان آغاز شده است.

 سرهنگ عالی بور مسول اطلاع رساني مركز فوريت‌هاي پليسي گفت: در نزديكي محل اصابت هواپيماي سي 130 ايستگاه تقويت فشار گاز بوده كه منجر به آتش سوزي شديدي در اين محل شده است. 

وبلاگ روزنامه نگار شهادت ۷۴ خبرنگار و عکاس شریف میهن اسلامیمان را که در راه وطیفه خطیر اطلاع رسانی جان خود را از دست داده اند به جامعه خبری ملت شریف ایران و خانواده های داغدارشان تسلیت گفته برای درگذشتگان اجر الهی و برای بازماندگان صبر مسالت می نماید. 


 

+ نگارش در  سه شنبه 1384/09/15ساعت 6 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

خاطره 8

البته این مساله را فراموش کردم و به دلیل امانتداری نمی توانم بی توجه از آن رد شوم و آن این که نیروهای سپاه پاسداران بجنورد اولین کسانی بودند که برای امداد رسانی در منطقه حضور پیدا کردند. و وجودشان برای همه قوت قلب شد.

از روستای ناوه فقط مدرسه باقی مانده بود و بس. کمی آن طرف تر اعضای یک خانواده از بین رفته بودند و فقط طویله سالم مانده بود. جالب این بود که الاغ آنها زنده مانده بود و خودشان اسیر خاک. زبان بسته سرش را بیرون آورده بود و به انتظار صاحبش تا یک روز دیگر را با هم کار کنند و قوتی به دست بیاورند غافل از این که دیگر نه صاحبی باقی مانده و نه کاری.

بره های یک روزه و چند روزه شب  را در آن سرمای طاقت فرسا صبح کردند روستاییان  می گفتند هیچکدامشان زنده نمی مانند واین گونه شد.

برای تکمیل گزارش به بجنورد رفتیم.داخل فرمانداری غلغله بود.هیچکس حاضر نبود به سوالات ما پاسخ بدهد. زلزله بخشی از شمال شیروان و بدرانلو را ویران کرده بود. روستای قزلقان و چند روستای دیگر 100 در صد تخریب شده بودند و عملیات امداد رسانی همچنان به کندی انجام می شد.

همه از کمبود امکانات حرف می زدند و حسن موحدیان فرماندار بجنورد- وی جدیدا به فرمانداری مشهد منصوب شده است- به رغم این که از هیچ تلاشی فروگذار نمی کرد به تنهایی کاری از دستش ساخته نبود.

مساجد و ورزشگاهها (سرپوشیده) مملو از کسانی بود که خانه و کاشانه شان را از دست داده بودند و همه در انتظار کمک. 

 ادامه دارد

+ نگارش در  شنبه 1384/09/12ساعت 4 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

بر اساس يك نظرسنجي

خانواده شارون مقام اول فساد را كسب كرد

 براساس يك نظرسنجي، اكثر قريب به اتفاق مسوولان رژيم صهيونيستي فاسد شناخته شدند و در بين آنان عمري شارون فرزند آريل شارون نخست وزير رژيم صهيونيستي گوي سبقت را از ديگران ربود.

به گزارش پايگاه اينترنتي الانتقاد، بر اساس اطلاعات به دست آمده از يك نظرسنجي در مورد فساد مسوولان رژيم صهيونيستي، عمري شارون فرزند آريل شارون و نماينده مجلس رژيم صهيونيستي رتبه نخست را كسب كرد و تساحي هنگبي يكي از وزاري كابينه در مكان دوم قرار گرفت.
 این موضوع خیلی جالب است که  واقعا چرا باید از وجود فساد در یک حکومتی که مشروعیت ندارد تعجب کرد. به نظر من این یعنی فساد در فساد و از قصابی چون شارون بیش از این انتظار نیست.

+ نگارش در  جمعه 1384/09/11ساعت 6 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

 

صدام به نحوه برخورد ماموران دادگاه با خود اعتراض كرد

  صدام ديكتاتور سابق عراق كه همراه با هفت تن از همدستانش در بغداد تحت محاكمه قرار دارد به نحوه برخورد ماموران دادگاه با خود اعتراض كرد.

به گزارش شبكه خبري بي‌.بي.‌سي، صدام امروز پس از آغاز دادگاه خطاب به قاضي دادگاه گفت: «من به نحوه برخورد ماموران دادگاه با متهمين اعتراض دارم.»
وي افزود: «من در حالي كه قرآن در دست داشتم، مامورين اقدام به زدن دست‌بند به من كردند.»
وي خطاب به قاضي دادگاه تاكيد كرد: «شما عراقي هستيد و نبايد اجازه بدهيد كه بيگانگان با متهمان عراقي اين چنين برخورد كنند و به مقدسات ما توهين كنند.»
رئيس جمهور مخلوع عراق مقامات دادگاه خود را متجاوز خطاب كرد.
در اين دادگاه اولين شاهد مربوط به جنايات صدام در روستاي شيعه نشين دجيل واقع در شمال بغداد براي اداي شهادت حاضر مي‌شود.

آخر یکی نیست بگوید تو اصلا معنای مقدسات را هم می دانی؟ تو که دستان کثیفت به خون باک صدها هزار بی گناه آلوده است. لعنت خدا بر تو و حامیانت باد. دیدار ما و شهیدان میهن اسلامیمان  با تو به قیامت.

 

+ نگارش در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 1 قبل از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

 

خاطره 7

 

 شاید گفتن این جمله به زبان آسان باشد اما وقتی فکر می کنی  که اگر این اتفاق برای خودمان می افتاد واقعا چه احساس و حالی داشتیم. اقرار می کنم که خود من هم  در آن لحظه عمق فاجعه را درک نکرده بودم. و تا مدتها نمی فهمیدم که خراب شدن خانه و کاشانه چه معنا و مفهومی دارد.

هوا کاملا روشن شده بود و اهالی ناوه فقط به یک چیز می اندیشیدند و آن بیرون آوردن عزیزانشان از زیر خاک بود. تلاش روستاییان آغاز شد و ما که مصاحبه کرده بودیم ومقدمات کارمان تمام شده بود به کمک آنان شتافتیم. بعد از چند دقیقه صدای گریه و زاری از گوشه ای بلند شد و کودکی را از زیر خاک بیرون آوردند.پدرش سر از پا نمی شناخت به سرش می کوبید. و ما نمی دانستیم که همسرش هم زیر آوار مدفون شده است.  

به کمک خانواده محمدی رفتیم پدر و مادرشان به دلیل کهولت غافلگیر شده بودند. عقد آن دو در اسمانها بسته شده بود و خداوند نمی خواست که داغ یکدیگر را ببینند. هر دو به فاصله کمی از یکدیگر اسیر خاک شده بودند. به هیچ وجه نمی توانم احساسی را که در آن لحظه داشتم بیان کنم. فقط  دوست داشتم به هر شکلی که شده کمک کنم.

کم کم نیروهای امداد هلال احمر از راه رسیدند و با دیدن ما شوکه شدند. خبرنگاران قبل از امدادگران و این اصلا معنای خوبی نداشت. مسوول گروه وقتی با سوالات من مواجه شد تازه فهمید که اوضاع از چه قرار است. او به این بهانه که راه را گم کرده بودیم تاخیر در حضورشان را فقط توجیه می کرد.

ادامه دارد  

+ نگارش در  دوشنبه 1384/09/07ساعت 10 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  | 

خاطره ۶

به دنبال هر لرزه ای صدای ریزش سنگها از بالای سرمان به گوش می رسید. و این در حالی بود که ما هیچ جایی را نمی دیدیم . باور کنید اگر آن شب روستاییان فضولات حیوانات را آتش نمی زدند همه ما تا صبح یخ زده بودیم. فضولات حیوانات به دلیل کالری بالا گرمای زیادی تولید می کنند. ما هم از این نعمت خدادادی استفاده کردیم و جان بدر بردیم.

کم کم هوا داشت روشن می شد و  آنچه را که نور خورشید روشن می کرد و به ما نشان می داد باور نمی کردیم. ویرانی به عظمت یک کوه هیچ خانه سالمی وجود نداشت. خانه هایی که در دامنه کوه ساخته شده بودند همگی نام ویرانه را یدک می کشیدند. با روشن شدن هوا جنب و جوش اهالی دوباره آغاز شد. و من مبهوت که تکلیف اهالی "ناوه" از این به بعد چیست؟ آنها شبها را کجا باید بخوابند؟ از چه راهی امرار معاش کنند؟ تکلیف یتیمان و بیوه زنان و مردانی که همسرانشان را از دست داده اند چه خواهد شد؟ بله دوستان "ناوه" ۱۰۰ در صد تخریب شده بود.

ادامه دارد

+ نگارش در  شنبه 1384/09/05ساعت 11 بعد از ظهر  توسط عباس مشكوة رضوي  |